با رویکار امدن محمد رضا.شاه، اوضاع تا حدودی برای سیاسیون و روشنفکران دگرگون شد. مطبوعات و احزاب آزادیهای گستردهای بدست آوردند. هرچند عمر این آزادیها کوتاهمدت بود ولی به نوبه خود درتاریخ سیاسی ایران، در معنای مدرن، کمسابقه و شاید بیسابقه بود. در اینجا نباید حضور چندین ساله دول روس و انگلیس و بعدها آمریکا -که به خواست شاه حضور یافت- و تاثیرات حاصل از ان را فراموش کرد. در این میان خروج نیروهای خارجی از ایران اولین خواسته عمومی بود که در نهایت نیز با هوشیاری قوام (ویا شاید نیرنگ او) خاتمه یافت. روسها که حاضر به ترک ایران نبودند، نیروهای خود را از ایران بردند و حکومتهای خودمختار آذربایجان و کردستان با وعدههایی توخالی که به آنان داده شد و با حمله حکومت مرکزی از بین رفتند.
با افزایش تجربه شاه جوان استبداد او نیز گرایش به استبداد پدری داشت؛ هر چند که محمدرضا هیچوقت نتوانست اقتدار پدر را داشته باشد. او در سال 1327 در نتیجه سوءقصد نافرجام ساختگی، همه احزاب و روزنامههای مخالف خود را برچید و بنابراین مخالفان خود را برای مقابله با خود برانگیخت.
مهمترین اتفاق در ده ساله اول حکومت محمدرضا، تلاش مصدق و یارانش در مجلس برای ملی کردن صنعت نفت و خارج کردن منافع آن از دست استعمار انگلیس بود که در نهایت در اواخر دهه اول سلطنت او قانون ملی شدن صنعت نفت در مجلس به تصویب رسید و به فاصله چند ماه خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز شد.
ادامه دارد
ایول مرسی
ااااا چقدر کم بود :-(
من امتحانم رو خراب کردم امروز ناراحتم
آخه....مهم نیست....
خواهش میکنم...
درود بر شما
تو رو خدا حداقل با این محمد رضا شاه کاری نداشته باش.من دوسش دارم.از آخوند خیلی قابل تحمل تر بود.
بدرود.
ولی اونم خصوصیات یه ایرانی رو داشت...
ممنونم