با اتفاقات این چند روز گذشته همهاش یاد این جملات مرحوم هوشنگ صابری (گلآقا) میافتم که چند سال پیش گفته بود:
ما ایرانیا حدود یک قرن-ه که حکومت عوض میکنیم به امید اینکه خواستههامون محقق بشه و وضعیت بهتر بشه ولی بهتر که نمیشه هیچ....؛ با این وجود باز امید خودمونو از دست نمیدیم و دوباره میخوایم همونی رو که عوضش کردیم رو عوض کنیم.
.
در راستای توضیحات بیشتر باید بگم که تلاشها برای تغییر وضع موجود در جای خودش قابل توجه و ارزشمند-ه...ولی تاریخ این صد سال اخیر که دوره بعد از ورود عناصر مدرنیسم به ایران است هم قابل توجه-ه.
تاریخ گویای خیلی چیزاست که متاسفانه ایرانی خیلی از مواقع به اون بیتوجه بوده.
می خوام خلاصه کوتاهی از این تاریخ و این تلاشها رو در حد دانستههای خودم اینجا بیارم.
.
.
سال 1285 شمسی روشنفکران تحصیلکرده در غرب و آشنا با سیستمهای دموکراتیک تصمیمگیری به همراه بازاریان معترض به برخی سیاستهای شاهانه و تعدادی از روحانیون که از خودرایی پادشاهان قاجار و بیتوجهی به آنان به تنگ آمده بودند، متحد شده و با اقداماتی چون تحصن در شاهعبدالعظیم خواستههای خود را مطرح نمودند که از جمله آنها بود برقراری مجلس نمایندگان و برکناری عینالدوله از نخستوزیری و... آنها بعد از تعطیلی بازار، تحصن و کمکهای سفارت انگلستان به هدف اصلی خود یعنی تشکیل مجلس نمایندگان، نائل شدند.
ولی قضیه در اینجا خاتمه نیافت چرا که مشکلات انان پس از آن شروع شد که گروههای مختلف با تفکرات مختلف و برداشتهای مختلف از سیستم جدید، گرد هم آمده بودند و هر یک در صدد برتری جویی بر میامد....تا جریان به به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه و در نهایت به دار اویختن شیخ فضلاله نوری و دشمنی روحانیون با مشروطه انجامید و بنابراین بار دیگر تلاشها برای تغییر چنین وضعیتی آغاز شد.
ادامه دارد.
.
پ.ن. نمیخواستم اینقدر طولانی بشه ولی خوب باید یه سری چیزا حتما گفته بشه و در واقع نوشته بشه.
یبا کل بحثی که شروع کردی موافقم.
ما ایرانیها اول دعوا میکنیم بعد که دعوا رو بردیم تازه میگیم بیاین بشینیم صحبت کنیم ببینیم چی میخوایم
یعنی از وضع موجود خسته میشیم. خودمونو بالا پایین میکوبیم تا وضع رو عوض کنیم! حالا به چه سمتی عوض کنیم و راه کدومه اینو نمیدونیم. بعد که عوض شد یه عده میان یه کارایی میکنن. ما هم که مست پیروزی هستیم و نمیدنیم چه خبره! بعد یهو میفهمیم ای دل غافل ابرو که درست نشد هیچی چشم یارو هم دراومد
در ضمن بهتره در مورد تاریخ مشروطه بیشتر دقت کنی و اینقدر ساده از بغلش رد نشی. مشروطه بزرگترین قیام تحول در ایران بود که از دست صاحبای اصلیش درآوردن و کشتنشون.
درسته...مشروطه نقطه شروع خیلی از مسائل بوده
سعی میکنم کاملتر بهش بپردازم
ممنونم
اول و آخرش مردم فریب خوردن و هنوز هم دارن فریب می خورن..
خدا رحم کنه..
انشاءا..
دوره کردن تاریخ همیشه خوبه... ادامه بده!
حتمااااا....
به این پریود 30 ساله تاریخ معاصر دقت کردی؟
به وقتش بعلللله....
سر فرصت انشاا...
درود بر شما
هر کجا که پای روحانی جماعت باز بشه اونجا را به گند میکشه.اینا عوض اینکه برن واسه پیرزنها روضه خونی بکنن و بهشت را بینشون تقسییم کنن تو فکر حکومت و مجلس و اینجور چیزان.هر کسی را بهر کاری ساخته اند.
بدرود.
آخه آدما همیشه طمعشون زیاده و باید یه فکری برا اونم کرد...
فکر می کنم این موضوع و این روند چیزی-ه که باید طی بشه همون طور که برای خیلی از کشورهای دیگه این طور بوده، واین که فکر نمی کنم بشه یه دفعه به همه ی اون چیزایی که می خوایم برسیم به نظرم فرانسه می تونه نمونه ی خوبی باشه. احتمالا خودت می دونی که فرانسه تا به این جا برسه چند تا انقلاب توش اتفاق افتاده، چه قتل عامی اتفاق افتاده توش، یا آمریکا، یا انگلیس. ما ایرانیا تازه 100 ساله که طی کردن این مسیر رو شروع کردیم، ولی این رو هم باید در نظر بگیریم که ما ایرانیا کمتر به تاریخ توجه می کنیم. هر چند تاریخی هم که الان به خورد بچه ها میدن یه مشت دروغ و مزخرفه.
در مورد اون دیدگاه برای طی مسیری طولانی برای رسیدن به دموکراسی موافقم و همینطور در مورد توجه کم ایرانی به تاریخ...
ما در ایران فقط تاریخ رو میخونیم بدون اینکه بتونیم ازش استفاده کنیم....متاسفانه