...از حسین می گفت...از جوونایی که یکی یکی شهید میشدند...از زینب و صبوریاش...در اصل اون واقعه رو سعی می کرد ترسیم کنه...و مردمی که با شنیدن این تصویرسازی به گریه میافتادند... آخر مراسم شربت میدادن و شعله زرد و یا شام بود و... اونایی که بیرون میاومدند یه آرامش خاصی تو چهرهشون بود انگار که با گریههاشون خالی شده باشن و آسوده... شاید اینم یکی از خوبیهای مجلس امام حسین-ه و مکتب اهل بیت....
فقط یه چیزی...
تو این فکرم که چرا همه آنچه که مردم از کربلا میدونن فقط یه فاجعه است و نه یه انقلاب...انقلابی که نوعی دگرگونی در همه زمانها به حساب میاومد...که یکی از پیامهای اصلیاش ازادی از پذیرش هر نوع بندگی غیر خدا بود...نمیدونم اصلا مردم به این مساله فکر میکنند....یا اصلا اطلاع دارن...
شاید حلقه گمشده عصر ما همین باشه... یعنی بنا به اقتضا به خاطر منافع و مصالحمون (که خودمون هم تعریفش می کنیم)، بنده این و اون میشیم ... بنده پول هم که هستیم ... نذری میدیم در راه حسین...سینه میزنیم و خودمون رو هم فدائی راه حسین میدونیم...
نمیخوام بگم این کارها درست-ه یا غلط...
میخوام بدونم....
از انقلاب کربلا چی یاد گرفتیم؟؟؟...اصلا اونو انقلاب میدونیم..؟؟؟
با تمام این حرفا یه چیزی رو خوب میدونم و اون اینکه:
پیام کربلا آزادی از بندگی غیر خدا بود تا آفریدن صحنهای که مردم سالیان سال برای قربانیان اون گریه کنن...
شاید گفتن این نکات تکراری به نظر بیاد ولی متاسفانه روز به روز داره شدت بیشتری داره میگیره.
.
.
پ.ن. خدایا تو این یک سال و خردهای من همه تلاشم رو کردم ولی اونچیزی که زیاد بود بنبستهایی بود که سرراهم بود...میدونم که آدم صبوری نیستم ولی ناامید هم نشدم... خودت گفتی ما وضعیت کسی رو تغییر نمیدیم مگر اینکه خودش بخواد ...خدایا! من که خواستم... من که خواستم ...پس چرا...
راستش نمی دونم چی بگم در مورد رهایی از بندگی غیر خدا یا خدایی بودن این کار ولی باید به این هم اشاره کرد که توی تاریخ کم نبودن کسایی که به چنین کاری دست زدن.
و اینکه چرا گفتم نمی دونم که این کار فقط برای خدا انجام شده چون واقعا اطمینان ندارم. ممکنه حسین مجبور شده باشه همچین کاری رو بکنه و واقعا نمی خواسته، در هر صورت حسین دنبال رسیدن به قدرت بوده و یزید برای حفظ حکومتش این کارو کرد.
راستش منم واقعیتشو نمیدونم...شاید هیچکس مطمئن نیست...
ولی مفروض من تو این نوشته همون تعریفی بود که سالیان سال-ه که تو گوش ما فرو کردن و هیچکدوم از دینشناسان و عالمان دینمون اونو انکار نمیکنن....
از نظرت خوبت ممنونم و بازگشت پر افتخارت رو به دنیای مجازی صمیمانه تبریک میگم.
می دانی چرا ؟؟ زیرا فاجعه تغییر نیاز ندارد.. اما انقلاب تغییریست عظیم.
اسان ترین کار هم گریه کردن به فاجعه... نه تلاش برای مبارزه
خداوند خودش همواره و همیشه همراهت باشد دوست عزیز
ممنونم از لطفت...
در این هم که ما همیشه دنبال آسانترین راه هستیم شکی نیست...
ولی آسانترین همیشه بهترین نیست!
همیشه از ادا اصول مذهبی که پشتش سیر و سلوک روحانی نباشه بدم اومده!
مرسی بابت گفتنش!
خواهش میکنم...
امیدوارم زودی گشایش در کارت حاصل شه
این برای پی نوشتت
در مورد پست:
از نظر من حسین برای هر چی و با هر انگیزه ای که اونجا بوده اینش محشره که سر حرفش جون داد و مثل یه مرد مرد
میدونی که این دوره زمونه چه قحط الرجالیه!!
ممنونم
در مورد قحطالرجال کاملا موافقم:دی
ایشتلله اون تغیری که دنبالشی حاصل می شه به زودی
انشاا...
مرسی
سلام ونوس جان///
بدلیل مشکلات وبلاگ قبلی....آن وبلاگ(نقاب) به وبلاگ جدید به نام؛؛نقاب همدردی؛؛ http://ps-neghab.blogsky.com/ انتقال پیدا کرد..
لطفا اگر در لینک هایت نام وبلاگم هست آن را تغییر بده.
مرسی.
سلام ونوس جان///
بدلیل مشکلات وبلاگ قبلی....آن وبلاگ(نقاب) به وبلاگ جدید به نام؛؛نقاب همدردی؛؛ http://ps-neghab.blogsky.com/ انتقال پیدا کرد..
لطفا اگر در لینک هایت نام وبلاگم هست آن را تغییر بده.
مرسی.
ما که دیگه خودمون به چسم خودمون کربلا رو دیدیم، با پوست تنمون لمسش کردیم ولی راست گفتی، و چه خوب بود گفتهت، رهایی از بندگی غیر خدا!
ایشالا همه به مراداشون میرسن
انشاءا..
به نظر من عاشورا یک تراژدی بود! حالا شاید حاصل از یک قیام باشه یا "عامل" یک انقلاب به هر حال نمیشود آن را انقلاب نامید.
در مورد قیام بودنش که شکی نیست ولی من فکر میکنم می تونه یه انلاب ذهنی از پس قرنها شکل بده که هنوز نتونسته
ممنونم
سلام
خوبی؟
شهادت امام حسین عزیزمون رو بهت تسلیت میکم
امیدوارم دیواری که جلو آرزوهات سد شده شکسته شه به زودی
صبور باش عزیز
منم آپم
سلام
مرسی
ممنونم گلم..