گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد
آری دهد و لیک به عمر دگر دهد
من عمر خویشتن به صبوری گذاشتم
عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
.
.
تا حالا دیدی یه نفر تا ۵۴ سالگی برای رویداد مهمی مثل ازدواج هی اقدام میکنه و هی آنچه که نباید پیش میاد و اون بنده خدا به صبر واداشته میشه....
خیلی سخته... تو یه جامعهای مثل ایران.....
بعضی وقتا آدم فکر میکنه عمق حکمت خدا تا چه حد میتونه باشه؟؟...
.
.
.
پ.ن. از پیشرفت خودم راضیام انگار گوته با اون صحبتاش کار-ه خودشو کرده.
پ.ن.۲. اینم جالب-ه.... هر چند من به خودم قول دادم اینجا سیاسی فکر نکنم.
ما که از نزدیک باتلاق ندیدیم؛ ولی اون طوری که تو فیلمها دیدیم، وقتی کسی توی باتلاق میافتده نباید جم بخوره و الا فرو میره، اگه هم تلاش نکنه باز ولی کند تر فرو میره. تنها چاره اینه که کسی از بیرون باتلاق بیاد کمک کنه.
حالا ما هم توی باتلاقی گیر کردیم که اگه تکون بخوریم یه جوری گیریم اگه تکون نخوریم یه جور دیگه. امیدی هم به کمک کس دیگه ای نیست!!!
از قدیم گفتن حرف حساب جواب نداره...
صبر ایوب بباید پدر پیر فلک را...کم پیدایی...با تبادل لینک چه طوری؟
درسته...
خواهش میکنم
سلام گلم
خوشحالم که تو مسیر پیشرفتی...
ممنونم عزیزم
کافکا یه چی می گه تو این مایه ها که همه ی دردای بی درمون آدما ریشه در بی صبری داره!
چمدونم!!! شایدم...
ولی باید قبول کنیم که بعضی وقتا طولانی شدن اون باعث میشه تحملش واقعا سخت بشه
ممنونم
صبوری یکی از شکلای فرعیه نا امیدیه که رنگ و لعاب فضیلت بهش دادن (عجب چیزی نوشتم)
فکر کنم بهتر از ناامیدی باشه...
ممنونم...
پوفففففففف صبر چیزیه که من اصلا و ابدا ندارم و وقتایی که دارم انگار که روی سوزن خوابوندنم از بس اذیت میشم.
آره صبر کردن خیلی مشقت باره.. ولی بعضی وقتا واقعا چارهای نداری